تبلیغات
منتظــــــــــــریار

عشق تورابه قیمت دنیا نمی دهم

عشق تورابه قیمت دنیا نمی دهم

دنیا کم است بلکه به عقبا نمی دهم

دهها هزاریوسف اگربخشدم جهان

تاری زموی یوسف زهرا ، نمی دهم

یک قطره اشک نیمه شبم را زبهرتو

بر صـد هـزار لوء لوءِ لا لا ، نمی دهم

یک ذرّه ای زخاک کفِ پایِ آن نگار من

بر بهشت وکوثر وطوبی نمی دهم

یک لحظه گر نصیب شود دیدن رخت

آن لحظه را ، به عمر دو دنیا نمی دهم

من طوق بندگی تو دارم به گردنم

این رشته ر ا ، به عقد ثریّا نمی دهم

مشکوی باغ وصل توباشد بهشت

من این عیش را به عیش مهنّا نمی دهم

تاریخ ارسال : پنجشنبه 12 آذر 1394 07:39 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او

هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او

باز نشد بارها من دل زهرائی او را ز گناهم خستم

گفتم این بار که بر نامه من مینگرد خوشحال است

لیک اشکش به دلم گفت که من روسیهم من پستم


یا مهدی

تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 مهر 1393 04:18 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

 

ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم


دیریست که دلداده ما خانه نشین است

 


جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است


یا مهدی ادرکنی

تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 مهر 1393 01:12 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

به امید ظهورش و به امید آمرزش گناهانمان

ورق های توسل گشته دسته 


و انگشتانمان هم پینه بسته


فقط از تو سرودیم و نگفتیم 


 که از اعمالمان هستی تو خسته

به امید ظهورش و به امید آمرزش گناهانمان

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 مهر 1393 01:11 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

هوشنگ ابتهاج


 

نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان

سوی تو می‌دوند هان! ای تو همیشه در میان

در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان

گرد سر تو می‌پرد باز سپید كهكشان

هر چه به گرد خویشتن می‌نگرم در این چمن

آینه ضمیر من جز تو نمی‌دهد نشان

ای گل بوستان سرا از پس پرده‌ها درآ

بوی تو می‌كشد مرا وقت سحر به بوستان

ای كه نهان نشسته‌ای باغ درون هسته‌ای

هسته فرو شكسته‌ای كاین همه باغ شد روان

آه كه می‌زند برون از سر و سینه موج خون

من چه كنم كه از درون دست تو می‌كشد كمان

پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟

كز نفس تو دم به دم می‌شنویم بوی جان

پیش تو جامه در برم نعره زند كه بر دَرم!

آمدنت كه بنگرم، گریه نمی‌دهد امان...

تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 مهر 1393 09:04 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

مهدی گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

گرچه شیرین دهنان پادشهانند، ولی

او سلیمان زمانست که خاتم با اوست

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی



بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید



کجاست صوفی دجّال چشم ملحد شکل
بگو بسوز که »مهدی« دین پناه رسید!



گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 مهر 1393 09:03 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

می آید...

 
از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خواب بیداری ما را دیده می آید کسی
با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی
مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید کسی
کهکشانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید کسی
خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز را پرسیده می آید کسی


http://s5.picofile.com/file/8120437326/Imam_zaman.jpg

تاریخ ارسال : دوشنبه 25 فروردین 1393 09:59 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

شعر شهادت حضرت ام البنین(س) -( اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین )


اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین
بقیع را کنم از گریه کربلای حسین
نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم
هزار مرتبه عباس من فدای حسین
برای خواندن ادامه شعر ب ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 24 فروردین 1393 01:11 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

دل شکسته ماییم

یا این دل شکسته ما را صبور کن

یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن

دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من!

این جاده های شب زده را غرق نور کن . . .

یا مهدی ادرکنی


http://s5.picofile.com/file/8119838284/imam_mahdi_Shadaneh_Com_.jpg

تاریخ ارسال : شنبه 23 فروردین 1393 08:50 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

یار منی

این شعر را از امام خمینی خوانده‌ام برایم بسیار جالب بود:

باز گویم غم دل را که تو دلدار منی                    در غم و شادی و اندوه و اَلَم یار منی

جز گل روی توام در دو جهان یاری نیست     چهره بگشای زرویم که تو غمخوار منی

محرمی نیست که مرهم بنهد بر دل من        جز تو ای دوست که خود محرم اسرار منی

برگشا موی خم‌اندر خم و دست افشان باش           به خدا یار منی، یار منی، یار منی

تاریخ ارسال : یکشنبه 17 فروردین 1393 11:49 ق.ظ | نویسنده : منتظر یار
کل صفحات :2
1
2