تبلیغات
منتظــــــــــــریار

منتظــــــــــــریار

اللــــهم عجـــل لولیـــک الفــــرج

مسئله موعود، فلسفه‌ای رو به آینده 2


http://s3.picofile.com/file/8193274718/%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg
بشارت‌ها و اشارت‌ها که درباره موعود و ظهور منجی و عدل‌گستر جهانی‌، در منابع ادیان آسمانی و دیگر آثار حکمای قدیم‌، رسیده است پیوسته به‌دنبال تبیین افق انتظار به‌عنوان فلسفه‌ای رو به آینده جهت تحقق آرمان‌های انسانی و الهی بوده است.

«اصولاً فتوریسم، یعنی اعتقاد به دوره آخر‌الزمان‌. انتظار ظهور منجی‌، عقیده‌ای است که در کیش‌های آسمانی یهودیت (‌جودایسم‌)‌، زردشتی (زواستریانیسم)، مسیحیت ( در سه مذهب عمده آن کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس ) و مدعیان نبوت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً‌، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده است و درباره آن در مباحث تئوریک مذاهب آسمانی‌، رشته تئولوژی بیبلیکال‌، کاملاً شرح و بسط داده شده است.‌» 1

در برخی از آیات قرآن کریم تصریح شده است که بشارت در کتب انبیای گذشته نیز آمده است. از جمله در آیه شریفه می‌فرمایند‌:

«و لقد کتبنا فی‌الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» 2 

ما به حقیقت در کتاب زبور ( داود ) این بشارت عظیم را ثبت نموده‌ایم که در آینده‌، وراثت و حکومت تمامی عالم انسانی ویژه بندگان برگزیده و درستکار خواهد بود.


ادامه متن در ادامه مطلب...



بشارت‌ها و اشارت‌ها که درباره موعود و ظهور منجی و عدل‌گستر جهانی‌، در منابع ادیان آسمانی و دیگر آثار حکمای قدیم‌، رسیده است پیوسته به‌دنبال تبیین افق انتظار به‌عنوان فلسفه‌ای رو به آینده جهت تحقق آرمان‌های انسانی و الهی بوده است.

«اصولاً فتوریسم، یعنی اعتقاد به دوره آخر‌الزمان‌. انتظار ظهور منجی‌، عقیده‌ای است که در کیش‌های آسمانی یهودیت (‌جودایسم‌)‌، زردشتی (زواستریانیسم)، مسیحیت ( در سه مذهب عمده آن کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس ) و مدعیان نبوت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً‌، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده است و درباره آن در مباحث تئوریک مذاهب آسمانی‌، رشته تئولوژی بیبلیکال‌، کاملاً شرح و بسط داده شده است.‌» 1

در برخی از آیات قرآن کریم تصریح شده است که بشارت در کتب انبیای گذشته نیز آمده است. از جمله در آیه شریفه می‌فرمایند‌:

«و لقد کتبنا فی‌الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» 2 

ما به حقیقت در کتاب زبور ( داود ) این بشارت عظیم را ثبت نموده‌ایم که در آینده‌، وراثت و حکومت تمامی عالم انسانی ویژه بندگان برگزیده و درستکار خواهد بود.

در آیه فوق چنانکه مبرهن است‌، ‌بشارت از آینده‌ای می‌دهد که نظام سلطه استکبار جهانی و هرگونه شر و فسادی به‌کلی از جامعه بشریت رخت بر بسته و تار و پود جهل‌، ظلم‌، فساد و تبعیض از هم گسسته و محو گشته است و وراثت زمین به دست انسان‌های شایسته و صالح انتقال خواهد یافت.

مضمون آیه فوق در مزمور (37) زبور داود مکرراً ذکر شده و این بشارت عظیم را به الحان گوناگون بیان کرده و پس از تسلی و دلداری به حضرت داود آمده است که از شریران رنجیده مشو، زیرا همچون علف زود بریده می‌شوند. بر خداوند توكل نمای و از او متلذذ باش، به او آرام گیر و در انتظارش به سر بر و.... 3

و نیز در بشارت سی و سوم آمده است: «زیرا که شریران منقطع می‌شوند‌، اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد و حال اندك است که شریر نیست می‌شود که هر چند مکان شر را جست‌وجو نمایی نا‌پیدا خواهد بود، اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد.

...خداوند تبسم است، چونکه می‌بیند که روزی او می‌آید شریران شمشیر را کشیدند و کمان را چله کردند تا آنکه مظلوم و مسکین را بیندازند و کمان های ایشان شکسته خواهد شد.

به خداوند پناه برده راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمین بلند خواهد کرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید، اما عاصیان عاقبت مستأصل و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.» 4

 و در کتاب زند که کتاب مذهبی زردشتیان است نیز اشاره به انقراض ظلم و ستم و وراثت صلحا گردیده است: «لشكر اهریمنان با ایزدان دایم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند  و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد، اما نه به‌‌طوری‌که بتوانند ایزدان را محو و منقرض سازند‌، چه در هنگام تنگی از جانب اورمزد که خدای آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یاری می‌رسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول می‌کشد، آنگاه فیروزی بزرگ از طرف ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند‌، تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند  و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به‌سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهد نشست.» 5

موعود در آیین‌ها

در آیین‌های هندوان و کتاب‌های آنان نیز  سخن از نجات دهنده و موعود آمده است‌، از جمله در کتاب «مهابهاراتا» و کتاب «پورانه‌ها‌» در این باره گفته‌اند‌:

«همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره‌ای از تاریخ‌، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می‌رود‌، چون طبعاً و فطرتاً  در حال هبوط و دوری از مبدأ است  و مانند احجار به سوی پایین حرکت می‌کند، نمی‌تواند به خودی خود به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد. پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه، که از مبدأ وحی و الهام سرچشمه می‌گیرد، ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در این مورد، در تعالیم هر دینی، به صورت رمز، به حقایقی اشاره شده است که با معتقدات آیین‌های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد ... مثلاً در کیش هندو، در کتاب پورانا، شرح مفصلی، درباره دوران آخر عصر کالی، یعنی: آخرین دوره قبل از ظهور دهمین آوا تارای ویشنو درج گردیده است.» 6

در آیین یهودیان که خود را پیروان حضرت موسای کلیم(ع) می‌دانند نیز منتظر موعودند. در آثار دینی یهود و اسفار تورات و دیگر کتاب‌های انبیای آنان، همواره به موعود اشاره شده است. جهت مطالعه و بررسی می‌توانید به کتاب «بشارات عهدین» مراجعه نمایید.

در آیین مسیحیت و کتاب‌های مقدس این آیین مانند انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس، انجیل برنابا و مکاشفات یوحنا نیز بشارت‌ها و اشارت‌ها درباره موعود آخر‌الزمان رسیده است.

جهت مطالعه و بررسی می‌توانید به کتاب «‌بشارات عهدین‌»‌ مراجعه نمایید.

اعتقاد به مسئله موعود در فرهنگی اسلامی

با مراجعه به منابع روایی و تاریخی اسلامی، روشن می‌گردد که مسئله «موعود» یکی از مهمترین مسائل سده‌های نخست هجری بوده است.

این نوشته‌ها که به اصول مدونه شهرت یافته‌اند، اساس کتاب‌های قرن چهارم و پنجم درباره غیبت مهدی موعود(عج) را تشکیل می‌دهند و عناوین این کتاب‌ها نیز مانند اصول مدونه، «کتاب الغیبه» است.

مسئله موعود و اعتقاد به دوره آخرالزمان، انتظار ظهور منجی هنگامی که به حوزه‌های فکری و عقیدتی اسلام می‌رسد، جلوه و تبلور خاصی پیدا می‌کند.

در حوزه اندیشه اسلامی مسئله موعود و ظهور مصلح جهانی با ویژگی‌ها و مشخصه‌های معینی معرفی شده است، زیرا که پیامبر گرامی اسلام، خاتم پیامبران و دین مبین اسلام آخرین دین الهی است  و آن وجود شریف و عدل‌گستر جهانی، از اسلام است، از این رو یکی از مهم‌‌ترین و عمیق‌ترین مطالب در حوزه فکری عقیدتی اسلامی مساله موعود و بیان خصوصیات و ماهیت و فلسفه ظهور آن حضرت است.

در اسلام مسئله موعود و اعتقاد به دوره آخر زمان صرفاً به اشارات پیشینیان اکتفا نشده است، بلکه در اسلام خصوصیات مهدی (ع) تبیین شده است‌:

پدر، مادر سلسله نسب تا پیامبر (ص)، اوصاف و شمایل،  نشانه‌‌های آن حضرت، علایم تشریفی و تکریمی قائمیت، کیفیت تشکیل حکومت الهی، عدالت اجتماعی در عصر آن حضرت و تعالی و تکامل انسان، وظایف و تکالیف منتظران در ایام غیبت و ظهور همه و همه در مآخذ اسلامی، اعم از سنی و شیعه آمده است.

دعبل خزاعی، در قصیده تائیه معروف گفته است: امامی از آل محمد(ص) به یقین، خروج خواهد کرد، او به تأیید اسم اعظم الاهی و برکات نصر آسمانی به پا می‌خیزد او حق و باطل را از هم جدا می‌کند، و همه را بر شادخواری‌ها و کین‌توزی‌ها، کیفر می‌دهد.

دعبل می‌گوید: چون این ابیات را نزد امام رضا(ع) خواندم، آن امام به‌شدت گریست. آنگاه فرمود: «ای دعبل! روح القدس به زبان تو سخن گفته است. آیا می‌دانی این امام چه کسی خواهد بود؟» گفتم: نه ( شخص او را نمی‌شناسم)، لیکن شنیده‌ام که امامی از شما آل محمد(ص) خروج می‌کند و زمین را از عدل و داد می‌آکند. امام رضا(ع) فرمود: «پس از من، فرزندم محمد امام است. پس از محمد فرزندش علی امام است.پس از علی (هادی) فرزندش حسن امام است و پس از حسن ( عسگری)  فرزندش حجت قائم خواهد بود. اوست که در زمان غیبت چشم به راه اویند و در زمان ظهور همه مطیع او گردند. او زمین را پر از قسط و عدل می‌کند، پس از آنکه پر از جور و ستم شده باشد....‌» 7

«موعود اهل بیت با موعود اهل سنت وجوه اشتراك و وجوه افتراق دارند. بر اساس روایات مورد وفاق شیعه و اهل سنت به عناصر مشترک بسیاری درباره موعود اسلام دست یافت، از قبیل لقب او مهدی (راه‌یافته) است؛ نامش هم‌نام پیامبر محمد بن عبدالله است؛ از خاندان پیامبر و از فرزندان فاطمه(س) دخت پیامبر (ص) است؛ در آخر زمان حتی اگر از عمر جهان یک روز بیش نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا او قیام کند و به خلافت برسد؛ مردم در پرتو ولایتش به نعمتی بی سابقه دست خواهند یافت و مال را بی حساب و فراوان خواهند بخشید.» 8

هنگامی که کتاب‌ها و منابع و مآخذ اهل تسنن به دقت مورد مطالعه قرار گیرد ملاحظه می‌شود که پیرامون مسئله موعود احادیث نبوی مستفیضه بلکه متواتره وارد شده است. تحقیقاً می‌توان ادعا کرد که یکی از مسائل بسیار حائز اهمیت که می‌تواند در انسجام جوامع اسلامی مؤثر باشد طرح مسئله موعود آخرالزمان است. احادیث پیرامون مهدی(عج) را عده‌ای از صحابه و همسران پیامبر گرامی اسلام با اندک اختلافی در اجمال و تفصیل از پیغمبر گرامی اسلام(ص) نقل کرده‌اند.

نیابت خاصه و عامه در دوران غیبت امام عصر (عج)

نیابت خاصه ( در دوران غیبت صغری ) یعنی امام، اشخاص خاصی را نایب خود قرار داده و به طور حقیقی و با مشخصات معرفی نماید و هر کدام را به وسیله نایب پیش از او به مردم بشناساند.

نایبان خاص را «نواب خاص» و «نواب اربعه»‌ نیز می‌گویند: نواب اربعه (چنانکه از همین تعبیر پیداست) چهارتن بوده‌اند، ‌همه از علما و زهاد و بزرگان شیعه كه عبارتند از:

نایب اول: ابو عمرو عثمان بن سعید العمری الاسدی برای سه امام نیابت کرده، حضرت امام علی النقی(ع) و حضرت امام حسن عسگری(ع) و حضرت حجت(عج) نیابت او برای حضرت حجت(عج) از سال 260 تا سال 280 بود.

نایب دوم: پسر او محمدبن عثمان العمری بعد از وفات پدرش به نیابت حضرت انتخاب شد. از سال 280 تا سال 305 و او نیز از حضرت عسگری (ع) نیابت کرده.

نایب سوم: ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی پس از وفات محمدبن عثمان به نیابت منصوب شد؛ از سال 305  تا  326.

نایب چهارم: ابوالحسن علی بن محمد سمری از سال 326 بعد از وفات حسین بن روح (عج) به نیابت تعیین شد تا سال  329 که در نیمه شعبان وفات کرد.

نیابت عامه

در نیابت عامه (در دوران غیبت کبری) امام، معیارها و ضوابط و مشخصات حقوقی ولایت و نیابت را تبیین نموده تا در هر عصر، فرد شاخص که برخوردار از جامعیت در ابعاد فهم دینی (اجتهاد)، عدالت و رهبری جامعه مسلمین است، به‌عنوان نایب امام شناخته شود و به نیابت از امام، ولی امر مسلمین باشد.

امام عصر(عج) در پاسخ به نامه یکی از یاران خود، درباره وظیفه شیعیان در رویدادها و حوادثی که پیش می‌آید، می‌فرمایند: «واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه شیعتنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله» 9

اما حادثه‌ها و اموری که بر شما رخ می‌دهد در آنها مراجعه کنید به روایات احادیث ما، زیرا که ایشان حجت من هستند بر شما و من حجت خدایم.

منظور از حوادثی که به وقوع می‌پیوندد و مردم باید در آن حوادث به عالمان دینی مراجعه کنند، صرفاً بیان احکام و مسائل شرعی و جزئی نیست؛ بلکه امور اجتماعی و سیاسی و رهبری جامعه مسلمین است؛ زیرا امام مردم را در اصل حوادث به عالمان دینی ارجاع داده، نه در حکم حوادث.

حضرت امام خمینی (قدس سره) «حوادث واقعه» را چنین توضیح می‌‌دهند. «منظور از حوادث واقعه، که در این روایت آمده مسائل و احکام شرعیه نیست. نویسنده [نامه] نمی‌خواهد بپرسد درباره مسائل تازه‌ای که برای ما رخ می‌دهد، چه کنیم. چون این موضوع جزء واضحات مذهب شیعه بوده است و روایات متواتر دارد که در مسائل باید به فقها رجوع کنند. در زمان ائمه‌(ع) هم به فقها رجوع می‌کردند و از آنان می‌پرسیدند. کسی که در زمان حضرت صاحب (عج) باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنویسد و جواب دریافت کند، به این موضوع توجه دارد که در فراگرفتن مسائل به چه اشخاصی باید رجوع کند. منظور از حوادث واقعه، پیشامدهای اجتماعی و گرفتاری‌هایی بوده که برای مردم و مسلمین روی می‌داده است و به طور کلی  سربسته سوال کرده: اکنون که دست ما به شما نمی‌رسد، در پیشامدهای اجتماعی باید چه کنیم و وظیفه چیست؟» 10

در دوره غیبت کبری و نیابت عامه، در هر عصری عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت و رهبری باشد در رأس جامعه قرار می‌گیرد و رهبری از آن او است و رجوع مردم به اوست، او صاحب «ولایت شرعیه» است به نیابت از امام.

منابع و مآخذ:

1- محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

2- سوره انبیا، آیه105

3- محمد صادقی، بشارات عهدین، دارالکتب الاسلامیه

4- همان

5- همان

6- معارف اسلامی در جهان معاصر

7- علامه امینی، الغدیر، ج 2

8- علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی

9- شیخ صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2

10- امام خمینی، ولایت فقیه

تاریخ ارسال : جمعه 22 خرداد 1394 11:52 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : جمعه 22 خرداد 1394 12:59 ب.ظ
کسی که دارای عزمی راسخ است ،

جهان را مطابق میل خویش عوض می کند. گوته

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر