تبلیغات
منتظــــــــــــریار

منتظــــــــــــریار

اللــــهم عجـــل لولیـــک الفــــرج

بی‌لیاقتی بشر، دلیل محرومیّت از حضور امام زمان

یکی از سنّت‌های الهی این است که خداوند نعمتی را به مردم عطا نمی‌کند، مگر این‌که شایستگی و قابلیت دریافت آن وجود داشته باشد و  پس از عطای نعمت، آن را نمی‌گیرد، مگر آن‌که شایستگی و قابلیت آن را از دست دهند، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ [انفال/53] این [كیفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏‌دهد، مگر آن‌كه آنان آن‌چه را در دل دارند تغییر دهند».  

از جملۀ این نعمت‌ها، نعمت امام و ولایت است که ابتدا خداوند نعمت حكومت اسلامى را توسط پیامبر اکرم(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به مردم ارزانی شد تا بشریّت از آن بهره‌مند شده و در تحت لواى آن، عدل، آرامش و معنویت در جامعه تحقق یابد. اما مردم آمادگی چنین حکومتی را نداشتند و  پس از رحلت پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به دلیل بی‌لیاقتی که مردم از خود نشان دادند و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را که جانشین و خلیفه پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) بود، تنها گذاشتند، خداوند این نعمت بزرگ را از آن‌ها گرفت و به رهبری بدترین مردم دچار کرد.

این سنت الهی در مورد وجود بابرکت ائمه دیگر جاری بود و سیر بهره‌مندی مردم از هم‌نشینی و مصاحبت با آنان با فراز و نشیب همراه بود و از زمان امام کاظم(علیه‌السلام) رفته رفته از سطح لیاقت و قابلیت‌شان کاسته شد و مردم توفیق کمتری برای ارتباط و هم‌نشینی با امام‌شان پیدا کردند تا این‌که در زمان امام حسن عسگری(علیه‌السلام) این حضور و ارتباط به کمترین حد خود رسید و این بی‌لیاقتی آن قدر شدت یافت که خداوند نعمت حضور امام در جامعه را از مردم سلب نمود وامام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نظرها غایب شد.

امام باقر(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «هر گاه خداوند بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آن‌ها دور می‌کند».[1] 
بنابراین محرومیت مردم از امامان به دلیل بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خود مردم بوده است، چرا که این خود مردم بودند که با رها کردن اهل بیت و عدم پشتیبانی و اطاعت از آن‌ها، موجبات منزوی شدن و کنار گذاشته شدن آنان را فراهم آوردند و در نهایت موجب غیبت آخرین امام شدند.


ادامه متن در ادامه مطلب...


یکی از سنّت‌های الهی این است که خداوند نعمتی را به مردم عطا نمی‌کند، مگر این‌که شایستگی و قابلیت دریافت آن وجود داشته باشد و  پس از عطای نعمت، آن را نمی‌گیرد، مگر آن‌که شایستگی و قابلیت آن را از دست دهند، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ [انفال/53] این [كیفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏‌دهد، مگر آن‌كه آنان آن‌چه را در دل دارند تغییر دهند».  

از جملۀ این نعمت‌ها، نعمت امام و ولایت است که ابتدا خداوند نعمت حكومت اسلامى را توسط پیامبر اکرم(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به مردم ارزانی شد تا بشریّت از آن بهره‌مند شده و در تحت لواى آن، عدل، آرامش و معنویت در جامعه تحقق یابد. اما مردم آمادگی چنین حکومتی را نداشتند و  پس از رحلت پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به دلیل بی‌لیاقتی که مردم از خود نشان دادند و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را که جانشین و خلیفه پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) بود، تنها گذاشتند، خداوند این نعمت بزرگ را از آن‌ها گرفت و به رهبری بدترین مردم دچار کرد.

این سنت الهی در مورد وجود بابرکت ائمه دیگر جاری بود و سیر بهره‌مندی مردم از هم‌نشینی و مصاحبت با آنان با فراز و نشیب همراه بود و از زمان امام کاظم(علیه‌السلام) رفته رفته از سطح لیاقت و قابلیت‌شان کاسته شد و مردم توفیق کمتری برای ارتباط و هم‌نشینی با امام‌شان پیدا کردند تا این‌که در زمان امام حسن عسگری(علیه‌السلام) این حضور و ارتباط به کمترین حد خود رسید و این بی‌لیاقتی آن قدر شدت یافت که خداوند نعمت حضور امام در جامعه را از مردم سلب نمود وامام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نظرها غایب شد.

امام باقر(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «هر گاه خداوند بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آن‌ها دور می‌کند».[1] 
بنابراین محرومیت مردم از امامان به دلیل بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خود مردم بوده است، چرا که این خود مردم بودند که با رها کردن اهل بیت و عدم پشتیبانی و اطاعت از آن‌ها، موجبات منزوی شدن و کنار گذاشته شدن آنان را فراهم آوردند و در نهایت موجب غیبت آخرین امام شدند.

خواجه نصیر الدین طوسى در کتاب تجرید الاعتقاد باب «وجوب نصب امام» مى‏‌نویسد:
«سبب غائب شدن امام از انظار، خود مردم مى‌‏باشند.»
علامه حلّى (رحمه‌الله) در شرح و توضیح این عبارت مى‌‏نویسد:
«لطف بودن وجود امام وابسته به سه امر است: 1. خداوند چنین امامى را خلق نماید كه از حیث علم و قدرت بتواند رهبرى انسان‏‌ها را به دست گیرد. 2. شخص امام، تمامى مشكلات و سختى‏‌هاى این امامت را متحمّل گردد. 3. رعیّت او را كمك كنند و نسبت به اوامر و نواهى او تسلیم بوده باشند، اگر رعیت آمادگى پذیرفتن چنین امامى را نداشتند، غیبت یك مساله طبیعى است».[2]

اگر مردم از خود بی‌کفایتی نشان نمی‌دادند و معصوم را کنار نمی‌زدند و آماده پذیرش امام بودند، امام غائب نمى‏‌شد و به اجراى قانون الهى مى‏‌پرداخت و حكومت عدل اسلامى، سراسر جهان را فرا مى‌‏گرفت و بعید نیست بعضى از روایاتى كه قیام و ظهور قائم آل محمد(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) را نزدیك معرفى مى‏‌کند و یا امر به انتظار نموده و در تمام اعصار مردم را به ‏حال آماده باش در مى‏‌آورد، براى این است كه اگر مردم احیاناً حالت پذیرش پیدا كردند، بلا فاصله حضرت ظهور خواهد كرد.[3]

خود امام زمان(عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه) در نامه‌ای خطاب به شیخ مفید، علّت غیبت‌شان را عدم هم‌دلی و وفاداری شیعیان بیان کردند و با دلی پر از درد فرمودند: «اگر شیعیان ما -که خداوند در انجام طاعت موفق‌شان بدارد- در وفا کردن به عهد ما هم‌دل و وفادار بودند، یک لحظه ملاقات ما از آن‌ها به تاخییر نمی‌افتاد و ما را از آن‌ها پوشیده نمی‌دارد مگر همان چیزهایی که از آن‌ها به ما می‌رسد و ما دوست نداریم و از آن‌ها انتظار نداریم».[4]

بنابراین، مصیبت عدم حضور امام زمان(عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه) در بین ما به این خاطر نیست که خداوند متعال یا خود حضرتش نمی‌خواهد، بلکه به این دلیل است که مردم هنوز خود را به این آمادگی و لیاقت نرسانده‌اند و ما باید برای برداشتن موانع ظهور، اقدام عملی و جدی نماییم و اولین قدم آن است که ابتدا بار خود را به واسطه گناه نکردن از روی دوش ایشان برداریم.

 

__________________________________________
پی‌نوشت:
[1].اصول کافی، ج1، ص343.
[2].كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 363.
[3].حسین اوسطى‏، دوازده گفتار درباره حضرت مهدى(علیه‌السلام)، ص135.
 [4].بحارالانوار، ج53، ص176.

* برای مطالعه بیشتر به کتاب«آشتی با امام زمان» نوشته استاد محمد شجاعی مراجعه شود.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 11:27 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 11:02 ب.ظ
سلام علیکم
مورد استفاده بود متشکرم بزرگوار...

منتظر یار

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 12:32 ب.ظ
بازی زندگی؛ بازی بومرنگ هاســـت

و پندار و کردار و سخنان انسان ؛ دیر یا زود

با دقتی حیرت انگیــــز

به سوی خود او

باز می گردد ...

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
سلام باعث افتخاره

منتظریـــار

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر