تبلیغات
منتظــــــــــــریار

منتظــــــــــــریار

اللــــهم عجـــل لولیـــک الفــــرج

نیمه‌ی شعبان؛ فرصتی برای اندیشیدن

ایام ولادت حضرت صاحب(ارواحنا فداه)، علاوه بر سرور و شادی طبیعی و مقدسی که در پی دارد، زمان بسیار خوبی است تا مسایل کلان و مبنایی اسلام در باب «تشکیل حکومت در زمان غیبت» هم مورد دقت و بررسی قرار بگیرد. حکومت الهی و اسلامی، همان هدف تمام انبیا و اوصیا بوده و اساساً اجرای فرامین اسلام، بدون تشکیل حکومت، غیرممکن خواهد بود.
ظهور دین مبین اسلام در بدترین شرایط فرهنگی و اعتقادیِ بشریت، صورت گرفته است. افکار پوسیده و جاهلیت عمیقی که در عمق زندگی مردم آن زمان، رسوخ کرده بود هر شخص ناظری را به وادی ناامیدی می‌کشاند و او را از اصلاح امور، مایوس می‌کرد. در چنین شرایطی، طبیعی بود که معرفی و ابلاغ آخرین دین خدا بوسیله‌ی آخرین پیغمبر خدا، همراه با سختی‌ها و مشقت‌های فراوانی باشد. این سختی‌ها و مشقت‌ها به اندازه‌ای بود که برترین رسول الهی فرمودند: «هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد.»[1] پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت هم شداید و گرفتاری‌های عظیمی به خاندان و جانشینان ایشان روی آورد. شکستن حریم قدسی دختر رسول خدا و برترین بانوی عالَم خلقت، هتک حرمت و غصب حق امیرالمومنین علی(علیه‌السلام)، اهانت‌ها و سوءقصدها به امام مجتبی(علی‌السلام) و مصیبت بی‌نظیر کربلای حسینی(علیه‌السلام) تنها بخشی از رنج‌هایی است که خلفای پیامبر و حجت‌های بالغه‌ی الهی تحمل کردند تا آخرین دین پروردگار، باقی بماند و در میان مردم، گسترش یابد.
از سوی دیگر، نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که ابتدای بعثت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان غیبت آخرین امام یعنی حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، حدود 200 سال به طول کشیده است و از دوران غیبت آن حضرت تا به امروز، بیش از هزار و صد سال گذشته است.
سوال جدی و اساسی مطرح شده این است که آیا «از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صدهزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!
 

ادامه متن در ادامه مطلب...

ایام ولادت حضرت صاحب(ارواحنا فداه)، علاوه بر سرور و شادی طبیعی و مقدسی که در پی دارد، زمان بسیار خوبی است تا مسایل کلان و مبنایی اسلام در باب «تشکیل حکومت در زمان غیبت» هم مورد دقت و بررسی قرار بگیرد. حکومت الهی و اسلامی، همان هدف تمام انبیا و اوصیا بوده و اساساً اجرای فرامین اسلام، بدون تشکیل حکومت، غیرممکن خواهد بود.
ظهور دین مبین اسلام در بدترین شرایط فرهنگی و اعتقادیِ بشریت، صورت گرفته است. افکار پوسیده و جاهلیت عمیقی که در عمق زندگی مردم آن زمان، رسوخ کرده بود هر شخص ناظری را به وادی ناامیدی می‌کشاند و او را از اصلاح امور، مایوس می‌کرد. در چنین شرایطی، طبیعی بود که معرفی و ابلاغ آخرین دین خدا بوسیله‌ی آخرین پیغمبر خدا، همراه با سختی‌ها و مشقت‌های فراوانی باشد. این سختی‌ها و مشقت‌ها به اندازه‌ای بود که برترین رسول الهی فرمودند: «هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد.»[1] پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت هم شداید و گرفتاری‌های عظیمی به خاندان و جانشینان ایشان روی آورد. شکستن حریم قدسی دختر رسول خدا و برترین بانوی عالَم خلقت، هتک حرمت و غصب حق امیرالمومنین علی(علیه‌السلام)، اهانت‌ها و سوءقصدها به امام مجتبی(علی‌السلام) و مصیبت بی‌نظیر کربلای حسینی(علیه‌السلام) تنها بخشی از رنج‌هایی است که خلفای پیامبر و حجت‌های بالغه‌ی الهی تحمل کردند تا آخرین دین پروردگار، باقی بماند و در میان مردم، گسترش یابد.
از سوی دیگر، نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که ابتدای بعثت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان غیبت آخرین امام یعنی حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، حدود 200 سال به طول کشیده است و از دوران غیبت آن حضرت تا به امروز، بیش از هزار و صد سال گذشته است.
سوال جدی و اساسی مطرح شده این است که آیا «از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صدهزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!
قوانینی که پیغمبر اسلام ‏صلی‌الله‌علیه‌وآله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا، اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال؟ و پس از غیبت صغری‏، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟»[2]
ممکن است کسی بگوید که احکام الهی، سرجای خود باقی است و مردم هم به آن عمل می‌کنند ولی حکومتی از جانب اسلام و به نام اسلام، تشکیل نخواهد شد و نباید تشکیل شود. اینجا باید گفت که «اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ کس نمی ‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع کنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زکات نباید گرفته شود، قانون کیفری اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود.»[3]
به آن عده‌ای هم که ممکن است امر تشکیل حکومت اسلامی را باید به زمان ظهور، موکول کرد باید گفت «نگویید بگذار تا امام زمان بیاید. شما نماز را هیچ وقت می‏‌گذارید تا وقتی که امام زمان آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجب‏‌تر از نماز است.»[4]
نیمه‌ی شعبان هر سال، -بیش از هر وقت دیگری- فرصت مغتنم و مناسبی است برای اندیشیدن در چنین موضوعاتی. موضوعاتی که نه فقط به حکم شرع، بلکه به حکم عقل هم مورد تایید است و رأی به لزوم تشکیل حکوم در عصر غیبت می‌دهد.
«اکنون که دوران غیبت امام(ع) پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام، باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می‏‌آید. عقل هم به ما حکم می‏‌کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم.»[5]

پی‌نوشت:
[1]. ابن‌شهرآشوب، مناقب، ج3، ص247
[2]. امام خمینی(رحمه‌الله)، ولایت فقیه، ص30
[3]. همان
[4]. همان، ص87
[5]. همان، ص62

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 11:18 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر